تبليغاتX
فردای بهتر

JavaScript Codes

برنامه تمرين دبيري در دانشگاه تربيت معلم شامل 4 واحد درسي براي دو نيم سال تحصيلي است که کليه فعاليت‌هاي علمي دانجشو از جمله آشنايي با برنامه، مشاهده و شرکت در فعاليت‌هاي آموزشي، تدريس و مستقل و غيرمستقل را در برمي‌گيرد. هدف از اجراي اين برنامه تربيت دبيران به منظور ايجاد حس اعتماد و خلاقيت و تقويت ارزش‌هاي والاي انساني، به مرحله عمل درآوردن جنبه‌هاي نظري روش‌هاي تدريس و آماده کردن دانشجو براي کسب شايستگي، توانايي، مهارت و اطلاعات درباره فنون کلاس‌داري است . هدف پژوهش حاضر، شناخت مشکلات موجود در اجراي اين برنامه و ارائه راه‌حل‌هاي اجتماعي به روش پيمايشي با استفاده از پرسشنامه از جامعه استادان، مديران، دبيران و دانشجويان است . يافته‌ها نشان مي‌دهد که نارسايي در طرح مصوبه پيشنهادي وزارت علوم، فقدان دستورالعمل‌هاي مشروح و کلي، کمبود امکانات و تجهيزات کافي کم توجهي به دروس تمرين دبيري، ارزش‌گذاري نامتناسب واحدهاي عملي در مقايسه با دروس نظري، نداشتن سرفصل‌ها و منابع درسي کامل و جامع، ناآشنايي ثبت‌نام‌کنندگان با ضوابط انتخاب واحدهاي تمرين دبيري، عدم هماهنگي و برنامه‌ريزي بين مسؤولان دانشگاه با مسؤولان مناطق، نداشتن دپارتمان ويژه تمرين دبيري، مشکلات مالي، عدم برگزاري جلسات با مسؤولان، فقدان مدارس تجربي ويژه دانشگاه، تراکم بيش از حد دانشجو، عدم برگزاري سمينار و اردو، سرويس‌دهي مناسب دانشگاه، عدم استفاده از استادان مجرب ، عدم تطابق مسائل در تهران و شهرستان‌ها، امکانات نامناسب مدارس و عدم توالي انتخاب واحدها با يک استاد از مهمترين مشکلات موجود هستند.

+ نوشته شده توسط ح در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 10:54 |
چكيده  پايان نامه و تحقيقات در خصوص مراكز تربيت معلم استان آذربايجان شرقي
 
+ نوشته شده توسط ح در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 10:13 |

تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : -/2/73

رشته و گرايش : علوم تربيتي-برنامه ريزي آموزشي

استاد مشاور : دکتر احمدعلي فروغي ابري

نام و نام خانوادگي : ولي مهدي نژاد

دانشکده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر سعيد رجائي پور

بررسي نظرات فارغ التحصيلان رشته هاي دبيري دانشگاه اصفهان و دانشگاه تربيت معلم كاشان شاغل در مقطع متوسطه آموزش و پرورش استان اصفهان دررابطه با ميزان اثر بخشي كيفي درس تمرين دبيري در انجام وظايف آموزشي به منظور پيشنهاد يك الگو

چکيده

هدف‌ از اين‌ تحقيق‌ يك‌ مطالعه‌ پيگيري‌ (Follow-Up) به‌ منظور بررسي‌ نظرات‌ فارغ‌التحصيلان‌ رشته‌هاي‌دبيري‌ در مورد اهميت‌ درس‌ تمرين‌ دبيري‌ در امر تدريس‌، ميزان‌ اثر بخشي‌ اين‌ درس‌ در امادگي‌ فارغ‌التحصيلان‌رشته‌هاي‌ دبيري‌ براي‌ شغل‌ دبيري‌ وتدريس‌، ارزيابي‌ يا بررسي‌ ميزان‌ رضايت‌ فارغ‌التحصيلان‌ از نحوه‌ ارائه‌ آن‌ دردانشگاه‌ محل‌ تحصيل‌ و نهايتاً بررسي‌ دروس‌ پيش‌ نياز درس‌ تمرين‌ دبيري‌ بر اساس‌ اهداف‌ فوق‌الذكر بود. بدين‌منظور تعداد 90 نفر از فارغ‌التحصيلان‌ سالهاي‌ 1366 تا 1371 رشته‌هاي‌ دبيري‌ دانشگاه‌ اصفهان‌ (52 نفر) ودانشگاه‌ تربيت‌ معلم‌ (38 نفر) به‌ صورت‌ خوشه‌اي‌، طبقه‌اي‌ متناسب‌ با حجم‌ و تصادفي‌ انتخاب‌ شدند. براي‌گردآوري‌ اطلاعات‌ از پرسشنامه‌اي‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور تهيه‌ شده‌بود، استفاده‌ گرديد

درآزمون‌ فرضيه‌هاي‌ تحقيق‌ هم‌ براي‌ كل‌ نمونه‌ و هم‌ جداگانه‌ براي‌ دانشگاههاي‌ فوق‌الذكر از روشهاي‌ آماري‌توصيفي‌ و استنباطي‌ همچون‌ كاي‌ اسكواير و كالموگروف‌ - اسميرنف‌ يك‌ متغيري‌، كاي‌ اسكواير دو متغيري‌،ضريب‌ فاي‌ كرامر و تحليل‌ واريانس‌ يك‌ عاملي‌ بهره‌گرفته‌شد. نتايج‌ بدست‌ آمده‌ از تحقيق‌ نشان‌ داد

ـ در ارتباط‌ با فرضيه‌ اول‌ «اهميت‌ درس‌ تمرين‌ دبيري‌» 90 درصد از پاسخگويان‌ در كل‌ نمونه‌ اين‌ درس‌ را درسطح‌ مهم‌ و خيلي‌ مهم‌ توصيف‌ كرده‌ و ميانگين‌ پاسخها با انحراف‌ معيار 819/0، نمره‌ 122/4 بوده‌ كه‌ در سطح‌مهم‌ قرار دارد.اين‌ شاخص‌ براي‌ دانشگاه‌ اصفهان‌،3/92 درصد و ميانگين‌ پاسخها با انحراف‌ 810/0، نمره‌ 173/4بوده‌ و براي‌ دانشگاه‌ تربيت‌ معلم‌ كاشان‌، 8/86 درصد و ميانگين‌ پاسخها با انحراف‌ معيار 837/0، نمره‌ 053/4مي‌باشد كه‌ در هر دو دانشگاه‌ در سطح‌ مهم‌ قرار داشت‌. كاي‌ اسكواير و كالموگروف‌ ـ اسميرنف‌ محاسبه‌ شده‌نشانگر معني‌ داري‌ توزيع‌ پاسخها در سطح‌ 001/0 بود

ـ در ارتباط‌ با فرضيه‌ دوم‌ «اثر بخشي‌ كيفيت‌ آموزشهاي‌ كه‌ فارغ‌التحصيلان‌ رشته‌هاي‌ دبيري‌ در درس‌ تمرين‌دبيري‌ دريافت‌ داشته‌اند». 9/58 درصد از پاسخگويان‌ در كل‌ نمونه‌ اين‌ درس‌ را در آمادگي‌ براي‌ شغل‌ دبيري‌ درسطح‌ بي‌تاثير و خيلي‌ بي‌تاثير توصيف‌ كرده‌ و فقط‌ 4/14 درصد آنرا موثر و خيلي‌ موثر دانسته‌ و ميانگين‌ پاسخهابا انحاف‌ معيار 877/0، نمره‌ 511/3 بوده‌ كه‌ در سطح‌ بي‌تاثير قرار دارد. اين‌ شاخص‌ براي‌ دانشگاه‌ اصفهان‌، 6/56درصد بي‌تاثير و خيلي‌ بي‌تاثير و 2/18 درصد موثر و خيلي‌ موثر و ميانگين‌ پاسخها با انحراف‌ معيار 939/0،نمره‌ 538/2 بوده‌ و براي‌ دانشگاه‌ تربيت‌ معلم‌ كاشان‌، 9/57 درصد بي‌تاثير و خيلي‌ بي‌تاثير و 9/7 درصد موثر وخيلي‌ موثر و ميانگين‌ پاسخها با انحراف‌ معيار 797/0، نمره‌ 474/2 بوده‌است‌ كه‌ در هر دو دانشگاه‌ در سطح‌بي‌تاثير قرار دارد. بنابراين‌ كيفيت‌ آموزشهايي‌ كه‌ فارغ‌التحصيلان‌ در درس‌ تمرين‌ دبيري‌ دريافت‌ داشته‌بودند، تاحدودي‌ زيادي‌ در آمادگي‌ براي‌ شغل‌ دبيري‌ و تدريس‌ بي‌تاثير بوده‌است‌. محاسبه‌ كاي‌ اسكواير و كالموگروف‌ ـاسميرنف‌ معني‌داري‌ توزيع‌ پاسخها را در سطح‌ 001/0 نشان‌ داد

ـ در فرضيه‌ سوم‌ «ارزيابي‌ نحوه‌ ارائه‌ درس‌ تمرين‌ دبيري‌ در دانشگاه‌ محل‌ تحصيل‌» 7/56 درصد از پاسخگويان‌در كل‌ نمونه‌، نحوه‌ ارائه‌ درس‌ تمرين‌ دبيري‌ را در سطح‌ ضعيف‌ و بسيار ضعيف‌ توصيف‌ كرده‌ و ميانگين‌ 8/53درصد و ميانگين‌ پاسخها با انحراف‌ معيار 825/0، نمره‌ 577/2 و براي‌ دانشگاه‌ تربيت‌ كاشان‌، 5/60 درصد وميانگين‌ پاسخها با انحراف‌ معيار 790/0، نمره‌ 395/2 بوده‌ كه‌ در هر دانشگاه‌ در سطح‌ ضعيف‌ قرار داشت‌

محاسبه‌ كاي‌ اسكواير و كالموگروف‌ اسميرنف‌، نشانگر معني‌داري‌ توزيع‌ پاسخها در سطح‌ 001/0 بود

در ارتباط‌ با متغيرهاي‌ تعديل‌ كننده‌ (دانشگاه‌ محل‌ تحصيل‌، رشته‌ تحصيلي‌ و جنسيت‌) بين‌ گروهها به‌استثناي‌ تفاوت‌ بين‌ رشته‌ تحصيلي‌ در فرضيه‌ دوم‌، تفاوت‌ معني‌داري‌ مشاهده‌ نگرديد

براي‌ افزايش‌ اثر بخشي‌ درس‌ تمرين‌ دبيري‌ الگوي‌ پيشنهاد شده‌ كه‌ در آن‌ دروسي‌ كه‌ بيشترين‌ تاثير را بر روي‌دروس‌ تمرين‌ دبيري‌ دارند، مثل‌ روانشناسي‌ تربيتي‌، كليات‌ روشها و فنون‌ تدريس‌ و .. در ترمهاي‌ پاياني‌ تحصيل‌ارائه‌ شوند، چرا كه‌ هر چقدر فاصله‌ بين‌ تئوري‌ و عمل‌ كمتر باشد، ميزان‌ يادداري‌ و يادآوري‌ مطالب‌ بيشتر وبالطبع‌ پياده‌كردن‌ آنها در درس‌ تمرين‌ دبيري‌ به‌ صورت‌ عملي‌ راحتتر خواهد بود. در ارتباط‌ با درس‌ تمرين‌ دبيري‌1پيشنهاد شد كه‌ گروههاي‌ كه‌ دانشجوي‌ رشته‌ دبيري‌ دارند در حد امكان‌ نصف‌ روز را در طي‌ دو نيمسال‌ آخر به‌برنامه‌ تدريس‌ عملي‌ (درس‌ تمرين‌ دبيري‌) اختصاص‌ بدهند. در نيمسال‌ اول‌ درس‌ تمرين‌ دبيري‌1 (3 ساعت‌ درهفته‌)، مشاهده‌ (2 ساعت‌ در هفته‌)، تدريس‌ غير مستقل‌ (2 ساعت‌ در هفته‌) و جلسه‌ حل‌ مسائل‌ و مشكلات‌(2ساعت‌ در هر 15 روز) و در نيمسال‌ دوم‌، 4 ساعت‌ در هفته‌ به‌ تدريس‌ مستقل‌ و 2 ساعت‌ در هر 15 روز را به‌جلسه‌ حل‌ سمائل‌ و مشكلات‌ اختصاص‌ بدهند

+ نوشته شده توسط ح در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 10:7 |

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند.
توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را.
شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند.
از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را.
و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود

 

+ نوشته شده توسط ح در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 12:54 |
 تاجری پسرش را برای اموختن " راز خوشبختی " به نزد خردمندترین انسانها فرستاد

پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بالاخره به قصری زیبا برفراز کوهی رسید .
مرد خردمندی که او در جستجویش بود انجا زندگی می کرد

بجای اینکه با یک مرد مقدس روبرو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در ان به چشم می
خورد .فروشندگان وارد و خارج می شدند .مردم در گوشه ای گفتگو می کردند .
ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ ان منطقه چیده شده شده بود

خردمند با این و ان در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد

خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد گوش کرد اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که " راز خوشبختی" را برایش فاش کند .
پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او بازگردد

 
مرد خردمند اضافه کرد : معذالک می خواهم از شما خواهشی بکنم

انوقت یک قاشق کوچک بدست پسر جوان داد و دو قطره روغن در ان ریخت و گفت : در تمام این مدت گردش این قاشق را در دست داشته باشید و کاری کنید که روغن ان نریزد

مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر در حالیکه چشم از قاشق برنمی داشت

دو ساعت بعد به نزد خردمند برگشت

مرد خردمند از او پرسید : ایا فرشهای ایرانی اتاق ناهارخوری را دیدید ؟
ایا باغی را که استاد باغبان ده سال صرف اراستن ان کرده است دیدید ؟

ایا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند مرا که روی پوست اهو نگاشته شده در کتابخانه ملاحظه کردید ؟
مرد جوان شرمسار اعتراف کرد که هیچ چیز ندیده است .
تنها فکر و ذکر او این بوده که قطرات روغنی را که خردمند به او سپرده بود حفظ کند . خوب پس برگرد و شگفتیهای دنیای مرا بشناس .
ادم نمی تواند به کسی اعتماد کند مگر اینکه خانه ای را که او در ان ساکن است بشناسد

مرد جوان با اطمینان بیشتری این بار به گردش در کاخ پرداخت .
در حالیکه همچنان قاشق را بدست داشت با دقت و توجه کامل اثار هنری را که زینت بخش دیوارها و سقفها بود می نگریست

 
او باغها را دید و کوهستانهای اطراف را . ظرافت گلها و دقتی را که در نصب اثار هنری در جای مطلوب بکار رفته بود تحسین کرد

وقتی به نزد خردمند بازگشت همه چیز را با جزییات برای او توصیف کرد

خردمند پرسید : پس ان دو قطره روغنی که به تو سپرده بودم کجاست؟

مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که انها را ریخته است

انوقت مرد خردمند به او گفت

تنها نصیحتی که به تو می کنم اینست

راز خوشبختی اینست که

همه شگفتگیهای جهان را بنگری بدون اینکه هرگز دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی
 

گزیده ای ازکتاب
کیمیاگر
اثر پائولو کوئیل
+ نوشته شده توسط ح در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 14:14 |
دجال همان بوش است!

با استناد به علم اعداد (Numberollgy)، پيشگويي‌هاي «نوستر اداموس» طرفداري فرقه شيطان پرستان و ساحران از بوش در انتخابات و پيشگويي‌هاي كتاب مقدس و دانيال نبي، ثابت كرده‌اند كه بوش همان دجال كتاب مقدس است.

۱۵ شهريور ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۴۱ تعداد بازديد: 19899 كد خبر: ۴۷۴۱۵

اخيرا در يكي از سايت‌هاي اينترنتي خبري با اين مضمون به چاپ رسيده است كه: «آيا جورج بوش يک دجال است.؟»

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در اين مقاله اينترنتي تلاش شده كه با استناد به علم اعداد (Numberollgy)، پيشگويي‌هاي «نوستر اداموس» طرفداري فرقه شيطان پرستان و ساحران از بوش در جريان انتخابات و پيشگويي‌هاي كتاب مقدس به نوعي اين نكته القا شود كه «جورج بوش» همان دجال و يا «آنتي كريست» ذكر شده در كتاب مقدس است.

بيوگرافي خاصي كه از جورج بوش در ابتداي اين مقاله ارائه شده به اين شرح است: او كسي است كه كوكائين مصرف مي‌كرده و دوستانش او را به عنوان يك الكلي عياش بدخلق مي‌شناسند. و شكست‌هاي تجاري متعددي داشته كه به كمك دوستان ثروتمندش از آنها خلاصي يافته است. وي فرماندار ايالت تگزاس بوده و در طول فرمانداري او در تگزاس بدترين اخبار از اين ايالت گزارش شده است كه به چند مورد آن اشاره مي كنيم كه؛ تگزاس داراي بالاترين آمار كودكان فقير 2/26 درصد در بين ايالات متحده است و 5/24 درصد مردم اين ايالت از بيمه درماني برخوردار نيستند.مطالعات اخير وزارت كشاورزي در مورد ايالت تگزاس نشان مي دهد كه 5 درصد از خانواده هاي تگزاس اكثر اوقات چيزي براي خوردن پيدا نمي كنند.

اين ايالت كمترين هزينه سرانه خدمات اجتماعي را نسبت به ديگر ايالت ها داراست. در پنج سال اخير وي كليدهاي رهايي مردم تگزاس از فقر و تنگدستي را در دست داشت، اما با غروري كاذب سهم طبقات ثروتمند تگزاس در پرداخت ماليات را كاهش داد و از اين راه آنها را مبلغان انتخاباتي خود كرد. تگزاس بيشترين درصد بازداشت ها و زنداني ها را داراست. در تگزاس براي يك سياه آمريكائي 6 برابر يك سفيد پوست احتمال دريافت حكم اعدام وجود دارد، تا يك سفيد پوست براي كشتن يك سياه پوست. در تگزاس براي اولين بار پس از جنگ هاي داخلي يك خانم Karla faye Tucher به مجازات اعدام محكوم شد.

بنا به اين گزارش مدارك مورد استناد اين ادعا عبارتند از: 
اول ـ «تشخيص دجال از طريق علم اعداد»: در انجيل براي اينكه آيا شخصي دجال است و يا خير ، راهي از طريق علم اعداد داده شده است:1 – انجيل مي گويد اين عدد 666 و مربوط به يك مرد است. روش كار به اين شكل است كه به هر يك از حروف لاتين از A تا Z از 1 تا 26 را اختصاص مي دهند كه اگر اين اعداد را براي نام جورج دبليو بوش محاسبه كنيم چنين مي شود:

7 + 5+15+18+7+5 براي جورج ، 18+5+11+12+1+23براي دبليو (Walker) و 8+19+21+2 براي بوش كه جمع همه آنها مي شود 177=7+7+1=15=5+1={6}كه اين اولين شش ماست.

2- مي توان از روي تاريخ تولد وي يعني 6 جولاي 1946 به دست آورد. به اين ترتيب كه اگر ارقام جولاي را كه هفتمين ماه ميلادي است به بقيه اعداد به اين شكل جمع كنيم 7+6+1+9+4+6=33مي شود 33=3+3={6} كه دومين شش را به دست مي آوريم.

3- شش سوم را مي توان با توجه به اين مطلب كه هدف ابتدايي دجال غلبه بر كل جهان و تقديم آن به شيطان است و اولين قدم در اين را فرمانداري تگزاس بوده است پيدا كرد. بوش براي اولين بار در هشتم نوامبر 1994 به فرمانداري تگزاس انتخاب شد كه باز هم اگر ارقام اين تاريخ را با هم جمع كنيم خواهيم داشت: 1+1+8+1+9+9+4=33 33=3+3={6} كه مجددا سومين 6 را با ما مي دهد. حال اگر تاريخ رياست جمهوري رسيدن وي را نيز در نظر بگيريم كه 20 ژانويه 2001 بوده است مجددا به عدد 6 مي رسيم كه مي توانيم آن را جايگزين سومين عدد شش مربوط به دوران فرمانداري او كنيم:
1+1+0+2+0+0+1={6}

نكته حيرت انگيز اينكه چرا پدر وي به هنگام نامگذاري او نام هربوت را قبل از كلمه (Walke) از نام وي حذف كرد؟ آيا آن راهي براي پيشكش پسرش به شيطان نبوده است؟ George= 6 حرف ، WALKER= 6 حرف ، BUSHJR ريشه آلماني آن Busche نيز داراي شش حرف است كه دوباره سه شش را تشكيل مي دهد.

اگر هنوز متقاعد نشده ايد بايد بدانيد كه شانس رخداد چيزي شبيه به حالت فوق به طور اتفاقي و تصادفي 1 در 000/000/000/100 است كه بيش از 16 برابر كل جمعيت بشر است. حال اگر باز هم تصور مي كنيد كه اين يك تصادف است بد نيست به اين ضرب المثل و به تبع آن دومين سند دقت كنيد كه مي گويد: « شخصي را از طرفدارانش بشناس ».

دوم ـ «حمايت گروه‌هاي شيطان پرست»: وي در طول دوران مبارزان اوليه اش در گروههاي شيطان پرست نيوهامپشاير حضور يافت و اين واقعه اي بود كه به طور گسترده در رسانه هاي خبري پوشش داده شد و اين در حالي بود كه يك تجمع نفرت آور از ساحره ها و جادوگران از سراسر نيواينگلند گردهم آمدند تا صعود وي به مقام رياست جمهوري را پيش بيني كرده و جشن بگيرند.

سوم ـ «پيشگويي‌هاي نوسترآداموس»: ميشل نوستر اداموس (1566 – 1503 م) يك پزشك و منجم فرانسوي بود كه كتابي با بيش از 900 پيشگويي درباره حوادث فرانسه و كل جهان نگاشته است. وي پيشگويي‌هاي خود را به صورت مصراع‌هاي آهنگين نگاشته كه به دليل برخورداري از دقت زياد بسيار مورد توجه بوده‌اند. يكي از پيشگويي‌ها كه اخيرا در اينترنت نيز وارد شده اين است كه: هزاره مي‌آيد، ماه دوزادهم، در خانه نيرومندترين قدرت و آدم سبك مغز روستايي مي‌آيد تا ادعاي رهبري كند. وي سپس ادامه مي‌دهد: يك فرد مشكوك از سلطنت دور مي‌شود با اينكه عده زيادي از آن حمايت مي‌كنند و او راي عمومي را به دست مي‌آورد اما گروهي اجازه نمي‌دهند كه او حكمفرما شود. اين مطلب به نظر مي‌رسد كه تماما در مورد (آل گور) رقيب بوش باشد وي اضافه مي‌كند به حكومت رسيدن بوش مصادف با آمدن ستاره دنباله داري است به نام Hale Bop. سال‌هاي 95 تا 97: يعني زمان شروع و آغاز مقدمات مبارزات انتخاباتي بوش و سال 97: يعني زماني كه از وي به عنوان نامزد رياست جمهوري سخن به ميان آمد آخرين حد روشنايي اين ستاره دنباله دار بود. او در ادامه مي گويد:
پس از روي كار آمدن وي، قتل عام شديدي صورت مي‌گيرد و صدها تن به انتقام بر مي‌خيزند و سپس كسي مي‌آيد {از طرفداران بوش } كه مانند «هاني بال» است.

هاني بال ژنرال سياهي بود كه با فيل‌هايش براي تسخير روم حركت كرد اما در نهايت شكست خورد. در اينجا «كالين پاول» سياهپوست كه به طرف عراق (بابل) حركت مي‌كند مورد نياز است. قابل ذكر است كه اين پيشگويي‌ها با تفصيلات بسياري ادامه مي‌يابد كه مجال پرداختن به همه آنها و توضيح دقيق و با جزئيات انها نيست.

چهارم : « پيشگويي‌هاي انجيل»: اين پيشگويي‌ها بر اساس مكاشفه عجيب دانيال نبي است كه تعبير آن اين چنين است: وي (دانيال نبي) مي‌گويد: در ايلام {susa سمت مشرق بابل در عراق} در پيش روي خود قوچي دو شاخ را ديدم {اشاره به صدام حسين} و شاخ‌هاي وي بلند بودند {اشاره به اينكه او چهارمين ارتش ثروتمند جهان را داشت}. يكي از شاخ‌هاي بلندتر از ديگري بود و بعدا بلندتر شد {اشاره به نيروه هاي نظامي عادي و گارد جمهوري عراق دارد كه بعدا شكل گرفت و به هفت لشكر تقسيم شد} اين قوچ را مي‌ديدم كه به سمت شمال {كردها و ايران} و جنوب {كويت} حمله مي‌كند. و هيچ نيرويي نمي‌توانست او را از اين اعمالش باز دارد.

او به بزرگترين قدرت در منطقه تبديل شد. در حالي كه به اين قوچ مي‌انديشيدم. ناگهان بزي با يك شاخ از غرب آمد در حالي كه تمام كره را مي‌پيمود بدون اينكه زمين را لمس كند {اشاره به جورج دبليو بوش و نيروي هوايي وي دارد} او به طرف قوچ دو شاخ آمد و به او با خشم زياد حمله كرد و قوچ توانايي ايستادگي در برابر آن را نداشت. و بز پشت او را به زمين زد. بز خيلي بزرگ و برتر شد اما با وجود قدرتش شاخش شكسته بود {جورج بوش پدر به خاطر تصويب حمله هوايي آمريكا به عراق يكسال بعد رياست جمهوري را از دست داد}. به جاي شاخ قبلي وي چهار شاخ رشد كرد {وي سه پسر و يك دختر داشت كه به دليل «لوسمي 2» فوت کرد} و به جاي آنها شاخ ديگري رشد كرد {اشاره به جورج دبليو بوش} كه ثروتمند بود و به طرف غرب و جنوب رفت {وي بيشتر دوران جواني خود را در قماربازي و شراب خواري گذراند و بعدها به فرمانداري تگزاس رضايت داد و سپس به رئيس جمهوري رسيد} و به طرف سرزمين زيبا {يعني خاورميانه} لشگر كشي كرد.

او خود را برتر از همه و به عنوان رهبر گروه خود معرفي كرد {رهبر ائتلاف عدالت بي پايان} و بعد من شنيدم كه فرد مقدسي به فرد مقدس ديگر مي‌گفت: چقدر طول مي كشد تا رويايي دانيال تحقق يابد. او جواب داد 2300 روز و شب و اين جنگ {جنگ خاورميانه} شش و نيم سال به طول خواهد انجاميد كه باعث مرگ و مير و خرابي‌هاي ناباورانه مي‌گردد. زماني كه من در حال ديدن اين رؤيا بودم و مي‌كوشيدم آن را بفهمم پشت من كسي ايستاد كه مردي بود {در انجيل پسر خدا} عيسي (ع) و به جبرئيل گفت كه جبرئيل به او بگو كه اي پسر! بدان كه اين رويا به آخرالزمان مربوط مي‌شود و اين در حالي بود كه او در نزديكي جايي كه بودم آمد و من هم از ترس به سجده افتادم.

+ نوشته شده توسط ح در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 13:29 |

سومين دوره انتخابات شوراهاي شهر و روستا كه هم زمان با انتخابات مجلس خبرگان برگزار خواهد شد علاوه بر ابعاد سياسي،حايز نكات مهمي در چگونگي حضور اصلاح طلبان در اين انتخابات است كه در اين نوشتار تحت عنوان مسايل«فني» مورد بحث قرار مي گيرد.

      مبناي اطلاق واژه فني بر مجموعه اي از كنش هاي اصلاح طلبان در پيش و حين انتخابات ناظر بر تقسيم حوزه سياست به سه ساحت علمي،فني و هنري است.به عبارت ديگر سياست نيز همانند برخي ديگر از تجليات زندگي اجتماعي داراي سه ساحت پيش گفته است.علم،بعد نظري و نرم افزاري سياست،فن،حوزه كاربردي، عملي و روش كار و  هنر نيز نحوه ارايه و آراستگي فكر سياسي را شامل مي گردد.

      بر اين اساس در انتخابات شوراها نه تنها مي توان از فلسفه شوراها و تاثير آن در تحولات اجتماعي و سياسي و نيز اهميت كار شورايي با متدهاي علمي سخن گفت بلكه مي توان نحوه حضور و ترسيم راه هاي موفقيت براي يك حزب و يا جبهه را نيز مشخص كرد.اين بعد از كار سياسي مربوط به انتخابات شوراها بعد فني است.

      سومين انتخابات شوراها بر خلاف دوره اول كه كاملا در فضايي بكر و بي پشتوانه برگزار گرديد و دوره دوم كه نوعي بي تجربگي را از سوي گروه هاي اصلاح طلب به نمايش گذاشت دو تجربه بزرگ را پيش رو دارد.  با تركيب روش مند دو تجربه پيش گفته و نيز شرايط داخلي و خارجي كه كشور با آن روبروست مي توان به چند مولفه مهم ذيل در انتخابات سومين دوره شوراها رسيد:

 1-مساله اصلاح طلبي 

     انتخابات شوراها نه به تنهايي،بلكه در پروسه سياسي كشور مي تواند محمل مناسبي براي حل مساله بزرگ اصلاح طلبي باشد.در طول هشت سال گذشته اصلاحات به عناوين مختلف تعريف شده و گاه مورد سوء استفاده قرار گرفته است.اما انتخابات فارغ از فضاي اتميزه برخي فعاليت هاي فكري و نظري چون با روح زندگي مردم  مواجه است فرصت مناسبي را فراهم مي كند تا اصلاح طلبان به تدقيق مبنايي مساله اصلاحات بپردازند.برخلاف نظر برخي از فعالين سياسي كه پرداختن به چنين مسايلي را دير هنگام ارزيابي مي كنند شكست هاي پي در پي در سه انتخابات گذشته فرصت و تجربه مناسبي را براي پرداختن به آن فراهم كرده است.فعالين واقعي اصلاحات بايد براي مردم و اقشار مختلف مردم روش نمايند كه اصلاحات چيست و اركان آن كدام است و از چه راه هايي و با چه امكاناتي قصد دارد به اهدا خود دست يابد؟

      پاسخ اين سوالات به ظاهر ساده،نه تنها براي مردم چندان روشن نيست بلكه خود اصلاح طلبان نيز پاسخ هاي روشني براي آن ندارند.غوطه ور شدن در مباحث ناقص و گزينش شده تئوريك و تعريف اصلاحات بر مبناي آراي پوير و ديگران تنها مساله غامضي را روياروي مردم و روشنفكران قرار داده است.قطعا در انتخابات نمي توان از مردم خواست به آراي فلسفي راي دهند؛چرا كه حتي روشنفكران نيز اگر به پاي صندوق هاي راي بروند بر اساس نيازهاي واقعي زندگيشان تصميم مي گيرند نام چه كسي را در برگه راي بنويسند.

      بر اين اساس مهم ترين وظيفه احزاب و گروه هاي سياسي اصلاح طلب اين است كه از فرصت انتخابات شوراها استفاده كنند و با زباني سياسي و نه روشنفكرانه به بازگويي و بازسازي اصلاحات بپردازند.تاكنون و پس از هشت سال از اصلاحات،هنوز اجماعي در خصوص آثار مثبت دموكراسي در كشور ايجاد نشده است و هنوز مساله اهميت قانون و قانون مداري در هاله اي از ابهام قرار دارد.

      از سوي ديگر چگونگي حصول به اهداف اصلاحات نيز همانند اركان آن روشن نيست.هر چند اصلاح طلبي روشي براي ارتقا جامعه با ساز و كارهاي مدني و سياسي و به دور از خشونت و ساختار شكني است اما ابعاد دقيق تر آن نيازمند شفافيت بيشتري است.در حالي كه چنين مسايلي در هشت سال گذشته مورد توجه قرار مي گرفت شاهد تندروي ها و هيجان هاي سياسي كه گاه از سوي برخي گروه هاي منتسب به اصلاحات بروز مي يافت نمي بوديم.اصلاحات به همان اندازه كه نيازمند فزوني نيروها و انبوهي طرفداران است به انسجام نيز نياز دارد.

 2- انسجام اصلاح طلبان

    شكست اصلاح طلبان در انتخابات دوم شوراها بي ترديد نتيجه عدم انسجام اين طيف بود.در لايه زيرين،اين شكست بر آمده از نقص و نقصان در تعريف اصلاح طلبي بود كه در مبحث پيش تحت عنوان مساله اصلاح طلبي مورد بررسي قرار گرفت.

      در حالي كه براي حركتي ظريف و دقيق به نام اصلاحات ابتدا بايد مباني تعريف گردد و سپس گروه ها و احزاب و شخصيت ها به آن بپيوندند،در ابتداي حركت اصلاح طلبي دوم خرداد گروه ها و جريان هاي سياسي و شخصيت هاي تاثير گذار دور هم جمع شدند و سپس به تعريف و تعيين خط مشي پرداختند.از اين رو در حالي كه اصلاحات بايد به پيشبرد اهداف توسعه و ارتقا سطح زندگي مردم منتهي مي گرديد در برخي گروه هاي افراطي به هيجان مبدل گرديد.

 

     انتخابات سوم شوراها فرصت مناسبي است تا اين ضعف بزرگ از دامان اصلاح طلبي پاك گردد.تعريف اهداف حضور در انتخابات شوراها حول محور توسعه شهري و بومي و نيز حقوق شهروندي با در نظر گرفتن مجموعه ابعاد اصلاح طلبي و ارايه ليست واحد اصلاحات در تمام شهرها(دست كم در شهرهاي بزرگ) مي تواند آثار سلسله شكست هاي گذشته را تا حدودي ترميم نمايد.

      از سوي ديگر تدوين برنامه هاي كلان براي انتخابات و انطباق اين برنامه ها با نيازها و مسايل شهري و تاكيد بر برنامه و خارج نشدن از محدوده آن و در پيش گرفتن تاكتيك هاي جمعي و گروهي در انتخابات و پرهيز از هر نوع تك روي مي تواند انسجام اصلاح طلبان را تضمين كند.

 3-سرنوشت اصلاح طلبي

     در ادامه منطقي دو مبحث پيشين مي توان به سرنوشت اصلاح طلبي پرداخت.انتخابات شوراها به رغم آن كه از سوي برخي گروه هاي سياسي كم اهميت تر از ديگر پديده هاي سياسي قلمداد مي شود اما واقعيت آن است كه آغاز شكست اصلاح طلبان با انتخابات شوراها بوده است و بخشي از سرنوشت اصلاح طلبي به شوراها بستگي دارد. در صورتي كه از انتخابات پيش رو اصلاح طلبان پيروز بيرون آيند مي توان به تداوم حركت اصلاح طلبي و نيز موفقيت هاي بعدي در انتخابات مجلس و رياست جمهوري نيز اميدوار بود.

      از سوي ديگر توجه به دو مبحث پيشين و حركت هاي منطقي در آن كه منجر به تعريف واقع بينانه و به دور از تندروي و هيجان اصلاحات و انسجام گروه هاي اصلاح طلب مي گردد حتي در صورت شكست نسبي اصلاح طلبان در انتخابات مي تواند آثار ماندگاري در حيات سياسي اصلاح طلبان به جا گذارد.

+ نوشته شده توسط ح در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 12:59 |

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود.

موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت :« كاش يك غذاي حسابي باشد

اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود.

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت :« توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . . »

مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت : « آقاي موش ، برايت متأسفم . از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطي به من ندارد

ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سرداد و گفت : «آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود

موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت : « من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد.!» او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد ودوباره مشغول چريد شد.

سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد ، چه مي شود؟

در نيمه هاي همان شب ، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببيند.

او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :« براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست

مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد.

اما هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا باگوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد.

روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت كردند. بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند.

حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!

نتيجه ي اخلاقي : اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمده است و ربطي هم به تو ندارد ، كمي بيشتر فكر كن. شايد خيلي هم بي ربط نباشد!
+ نوشته شده توسط ح در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 12:22 |

شازده کوچولو (صدا)

اثر آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ری

برگردان احمد شاملو

+ نوشته شده توسط ح در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 21:12 |

بازتاب

40 هزار نفر
فيلم ترياك كشی مداح معروف
تهران را روی "پيك نت" ديدند!

سايت "بازتاب"، در يك گزارش خبری، فيلم ترياك كشی با قليان يكی از معروف ترين مداحان اهل بيت را تائيد كرد. اين فيلم كوتاه، "هلالی” مداح را دركنار خانمی نشان می‌دهد كه پوك به قليان ترياك می زنند. (شمار مراجعه كنندگان به اين فيلم بسيار كوتاه روی پيك نت بيش از 40 هزار نفر بوده است!)

سايت بازتاب   نوشت:

تصاوير جنجالی يكی از مداحان مشهور تهران روی برخی سايت‌های اينترنتی و برخی پاساژهای تهران منتشر و مورد توجه ويژه اپوزيسيون خارج از كشور( سانسور اعتراف به استقبال گسترده تر در ايران!) قرار گرفته است.

مداحی فرد مذكور كه از مداحان مشهور تهران است، به تازگی از سوی صداوسيمای جمهوری اسلامی نيز پخش می‌شده است.

بازتاب در ادامه، مشتی ادعاهای بی ربط را پشت هم كرده تا توجيه كننده انتشار اين مقدار از آن خبر رسوا كننده باشد. از جمله اينكه خانمی

كه قليان ترياك می كشيده زن شرعی دوم هلالی بوده، رئيس مداحان تهران كه هم سفره رئيس جمهوری است "حاج ارضی” هم "هلالی” را طرد كرده بود و ... درحالِی كه درواقع هلالی و منصور ارضی چندين بار با يكديگر جلسات مشترك مداحی برگزار كرده اند.

 اما نظر خوانندگان خبر،جالب است

نظرات كاربران :

- اگر راست باشد كه اين خانم زن شرعی او باشد! چه كسی جواب آبروی رفته يك مسلمان راميدهد. بهتر نيست اين مسائل را به

 مراجع پيگيری كننده بسپاريم؟

- به نظر من بايد فورا از فعاليت های مداحی اين آدم جلوگيری شود.

- لطف كنيد نام اين مداح را برای مردم اعلام كنيد. اين چه وضع خبر رسانی است؟

- وای به روزی كه بگندد نمك ! بسياری از جوانان و نوجوانان معصوم علاقمند اين قبيل افراد ظاهرساز هستند اميد می رود نهاد های

نظارتی بدقت فعاليت كنند.

- خوشا به حال ان حضرات كه اين گونه افراد را پر و بال دادند

- متاسفانه همين به اصطلاح مداح كه از همان اول خيلی از بزرگان با ادبيات مداحی وی مخالفت نمودند به راحتی تا صدا و سيما

جولان داد و كسی به عاقبت كار اين گونه انسانهای بی دين و بدون پشتوانه علمی فكر نمی كرد.

 حال سوال اينجاست كه آيا وقت آن فرا نرسيده است كه تصميمات جدی و عملی در زمينه مسايل فرهنگی و تبليغاتی گرفته شود

تا حتی الامكان افرادی در اين وادی قدم گذارند كه شرايط آن را داشته باشند . نقل است كه روزی يكی از بزرگان با اصحاب

خود از كوچه گل آلودی می گذشت كه پسركی هم همراه آنان بود. آن بزرگ به پسرك گفت:

پسر جان مواظب باش در گل نروی.  پسرك گفت: تو مواظب باش كه اگر فرو روی خلقی را با خود در گل فرو می بری.

+ نوشته شده توسط ح در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 8:35 |
http://i3.tinypic.com/24c9zj5.jpg
+ نوشته شده توسط ح در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 8:18 |
رویکرد دولت نهم به اندازه کافی آنقدر کاستی داشته که نیازی به مداخله اصلاح گرایان برای انتقاد نباشد.
شاید اگر همین وضع آرام به هیمن منوال دردولت پیشین بود و  بحرانهای متعددد آفریده نیم شد شاید موفقیت ای بیشتری نصیب این دولت می د و آن دولت متهم به سیاسی کاری نیم شد.
بهرجهت اصلاح طلبان باید بپذیرند آنچه موجب خسته شدن مردم و رو آوردن آنان به یک دولت و تفکر جدید اصول گرایانه شد بی کفایتی و قدرت طلبی بسیاری از آنان بوده الست و البته دراین بین تندروی های بی مورد هم در بخشی از  اصلاح طلبان موجب تقویت این تفکر در بین مردم شد.
اصلاح طلبان به جای آنکه در شرایط فعلی ذهن و نیروی خود را متوجه بی کفایتی دولتمردان کنونی کنند بهتر است با یک زاویه دید واقع بینانه دنبال ترمیم ضعف ها و استفاده از ظرفیت هایی باشند که می تواند دوباره مردم را به  آنان خوشبین کند
هرچند با روند اخیر و مطالبات بی شمار مردم دولت نهم با چالش های متعددی روبه رو خواهد بود اما باید جدا از این ضعف ها  سعی کرد با توجه قرار دادن اقتدار ملی حرکت های جدیدی را شروع کرد.
باور کنید دوم خرداد یه حادثه نبود بلکه جریانی واقعی بود که موجب شد صاحبان قدرت از تقدس خارج شده و پاسخگویی به مردم را مد نظر قرار دهند.
پس هم اکنون با فکر و اندیشه ببه متانتی هماند آقای خاتمی به دنبال نقاط روشنی باشید که مردم می خواهند
 
+ نوشته شده توسط ح در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 10:48 |
 
اینم فلاش زیبا  و غم انگیزکلیک کنید   http://www.bia2.ir/flash/3.htm
 
 
 
+ نوشته شده توسط ح در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 10:2 |
تصور اینکه شما هم مثل هر کسی آرزوهای بزرگی داشته  باشید خیلی خوبه اما تا به حال فکر کردید چه مقدار از این آرزوهاتون واقعیه و چه مقداری به فرض محال بیشتر نزدیکه
اما باور کنید این دنیا اینقدر جالب و شگفت انگیزه که حتی همون آرزوی فرض محال هم  ممکنه تحقق پیدا کنه
غرض از این مطلب اینه که نباید برای رسیدن به آرزوها هیچ موقعی ناامید شد حتی اگه این آرزها به اندازه ماه ازتون فاصله داشته باشه.آه چرا دل رو سوزوندي    آه چرا رفتي و نموندي
باور کنید و اعتقاد داشته باشید شایدم بعضی از آرزوهاتون نیاز به تحقق ندارند ، یعنی خیرتون تو اینه زیاد به اونا فکر نکنید
وقتی من به دیروز و امروزم نگاه می کنم ، من این حقیقت را خودم می بینم که شاید تحقق نیافتن خیلی از آرزوهامن به نفع دنیا و آخرتم بوده هرچند به لطف خدا مثل هر انسانی آرزوهای بزرگی تو سر دارم
آرزوی اینکه روزی تو این دنیا هیچ کودکی به خاطر جاه طلبی صاحبان قدرت و جنگهای بی ارزش یتیم نشن
آرزوی اینکه اینقدر به تکامل رسیده باشیم که قدرت تحمل نقد و افکار دیگران راداشته باشیم
آرزوی اینکه هیچ کسی فکر نکنه رسیدن به یک جایگاه در پناه صفحه چینی و زدن پشت سر یکی دیگه است
ضمن آرزوی سلامتی برای خانواده ام آرزوی اینکه پدر و مادر و همه عزیزانمون سالم و سلامت باشن هر چند ممکنه زیاد لطف نداشته باشن
آرزوی اینکه سعی نکنیم از یه حادثه  و اتفاق آنقدر سوء استفاده کنیم که خدا هم قهرش بیاد
آرزوی اینکه یه لحظه "صاحب امر "را ببینم که البته آرزوی خیلی بزرگیه
و آرزوی اینکه خدای بزرگ از ما راضی باشه  و همه آرزومندان به آرزوهاشون برسند.
شماهم با من هم عقیده اید یا نه ؟
+ نوشته شده توسط ح در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 9:34 |
عجب دنیای مسخره ایه
باور کنید دنیا به همون اندازه که جالبه ، مسخره هم هست۰
باور کنید تو این دنیای مسخره نه آدما را می شه شناخت نه میشه به افکار کودکانه اونا پی برد
همین من تا دیروز شاید فکرای دیگه ای راجع به دنیا و ... می کردم اما الان شاید به برخی از این تفکرات اعتقادم بیشتر شده و به برخی هم اصلا توجهی نمی کنم مثل نوشتن مطالبم تو وبلاگ دادشمون!!
البته به حکم طبیعی بودن و هزار توجیه مزحرف دیگه خودمون قانع می کنیم که این رفتارمان غیر طبیعی نیست.
اما.. بگذریم ، دو روز قبل به زادگاهم رفتم ، عجب شبای خنکی داره این زادگاه زیبا و دل آرام من
باور کنید دلم می خواست تا صبح روی سکوی سیمانی جلوی خونه بشینم و آسمون صاف رو نگاه کنم
تو این بین یادآوری خاطرات گذشته - از کودکی گرفته تا جوانی مثل برق از جلوی چشمام گذشت ، واقعا که دنیای کودکی و نوجوانی دنیای زیباییه ، از شیطنتای کودکانه گرفته تا تنبیه شدن تو مدرسه !
از یواشکی رفتن به محل گل کوچیک بچه ها تا یواشکی برگشتن که مبادا، "چشمتون روز بد نبینه"  بابائه تو رو نبینه وگرنه که  ...........
از سر زمین خدا رفتن و توی گرمای ۴۵ درجه ای شالی رو درو کردن تا هلوهای باغ رو چیدن
اینها همه خاطره هایی سات که فکر می کنم زمانی که آدم می خواد بمیره جلوی چشماش دوباره مرور می شه
اینا که براتون گفتم از تعلقاتی بود که تو این دو روز درک کردم
از این جالب تر هم البته اخباری بود که آدم میشنو ه مثله همراهی دوماشینه اخوی با اون مرتیکه جعلق بود
بگذریم حال هیچکی رو فعلا ندارم
+ نوشته شده توسط ح در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 9:38 |
 ماجراهای سیاسی تو این اوضاع چندان هیجانی ندارد و شاید کمتر کسی دیگر حال و دماغ پیگیری این اوضاع را داشته باشد.
اما شما حساب کنید اگر این وضعیت در تهران نیز چنین باشد در جاهای دیگر کشور اوضاع  قمر در عقرب تر خواهد بود.
این روزها بحث اصلی و شاید بگوییم بحث روز  انتخابات خبرگان رهبری و انتخابات شورای اسلامی است . بحث هنوز بر سر تجمیع انتخابات و یا برگزاری منفرد هر کدام از انتخابات وجود دارد ، اما به نظر می سرد موافقین باتجمیع انتخابات به دنبال استفاده از حضور بیشتر مردم در این همایش سیاسی هستند.
 
و از سویی دیگر این تفکر از سوی موافتان این طرح مطرح شده که برگزاری همزمان می تواند از خرج هزینه های برگزاری انتخابات بکاهد. اما اینکه این توجیه می تواند برای  برگزاری دو انتخاباتی که از نظر ماهیتی اصلا متفاوت هستند قابل قبول باشد یا نه بدون شک قابل بررسی است.
اما بدون شک این دو انتخابات به ویژه در مراحل بررسی صلاحیت ها ی خبرگان ماجراهای جالبی را رقم خواهند زد
خبو البته دری این بین اصلاح قانون انتخبات هم موضوع جالبی است که متن لایحه آن تقدیم می شود
و هم
 
+ نوشته شده توسط ح در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 10:55 |

 

تابستون امسالم مثل سالهای قبل داره تموم می شه و این حس که

 عمرت داره زور و زود می گذره تا حدودی نگرانت می کنه

نمی دونم اما احساس می کنم همه ما آئینه همدیگه ایم ،

باور کنید بعضی موقع حیلی دلتنگ دیروز می شم حتی دلتنگ جوونی های

برادربزرگم وقتی به اون  نگاه می کنم و خاطره های خیلی دور  رو

مرور می کنم می بینم ابرو باد هم به این سرعت نمی تونن بگذرن

 از برادرزاده کوچیکم که تا دیروز تو بغل من بود و روی موتور پلاستیکی

تا چند روز قبل که ازدواج کرد و از ما جدا شد.

تابستون امسال عجب تابستونیه – خیلی دلم می خواست تو این عروسی

خیلی کارا کنم اما نشد ، نمی دونم شایدم قسمت بود اما شایدم برای

اینکه این مدت محبت حتی مدتی که تو اون خونه کذایی بودم

هم ازطرف اون دریغ شده بود و البته یکمی هم ادب فراموشش شده بود

 

شاید ازدواج برای خیلی ها یک تحول و وقار باشه اما تو روحیه

 لطیف اون نوعی بزرگ بینی رو ایجاد کرده بود که البته با

توجه به سن و تجربه کمش طبیعی بود ،  با همه این احوال من

اونو با توجه به نزدیکی سنی بیشتر و و عاطفه های که

از قبل تو وجودش بود دوست داشتم و  ارتباطمون عین دو دوست

 و برادر بود هر چند این اواخر مثل بعضی ها

بی دلیل خودش رو وارد بازی مسخره ای کرده

بود که اصلا بهش ربطی نداشت اما با این اوضاع همچنان

دوستش دارم و براش آرزوی موفقیت می کنم.

صحبت از گذر عمر بود که داره سریع می گذره به قول شاملو

نه این برف سر باز ایستادن نیست، برفی که بر موی و ابروی

 ما می نشیند را سرباز

 

بهتره فکر یه سفر باشم هرچند نداشتن وسیله نذاشته زیاد

فکر ش باشم اما دلم برای امام رضا "ع" تنگ شده بهتره 

 اگه عمر و مجالی باشه اینکار و انجام بدم

خوب واسه اینکه زیادم پرچونگی نکنم یه موزیک هم

می ذارم واسه شما

- تابستونای تهرون

+ نوشته شده توسط ح در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 10:12 |
سایت نرم افزاری میهن دانلود || www.mihandl.com
تمام این شب هایی كه سریال نرگس از تلویزیون پخش می شد به خانواده پوپك گلدره فكر می كردم كه هر شب این مادر و پدر چه می كشند اما باز این فكر قوت می گرفت كه آنها هر شب فرزندشان را می بینند.اما این دیدارهای شبانه از امشب پایان می یابد و سریال به نقطه ای می رسد كه دیگر پوپك گلدره نیست. از میانه های این قسمت ستاره اسكندری نرگس می شود. خودش می گوید: هر روز كه به روز حضورم در سریال نزدیك تر می شود هیجان و اضطرابم هم بیشتر می شود.ستاره اسكندری حق دارد كه روزهای پراضطرابی را بگذراند. سریال نرگس بینندگان زیادی را هر شب پای گیرنده های خود نشانده، بیننده ای كه می داند از میانه های سریال هنرپیشه قهرمان فیلم به كمای چندماهه می رود. مخاطب نرگس، آن شب ها كه نرگس در سوگ مادر می گریسته با خود فكر می كرده كه خود او اینك جای مادر است.در هر حال بیننده نرگس امشب با پوپك گلدره وداع می كند و از این پس اسكندری را در قامت نرگس می بیند. خودش می گوید این خیلی مهم است كه این خیل عظیم تماشاگر بتوانند این تعویض را بپذیرند و حضور مرا قبول كنند.اما باید قبول كرد این كار برای خود ستاره اسكندری به مراتب سخت تر بوده است. چرا كه او در شرایطی به جای پوپك ایفای نقش كرده كه نرگس سریال ما روی تخت بیمارستان در خواب عمیق فرورفته بوده است.وقتی پوپك گلدره در كما بوده و كار فیلمبرداری سریال در نیمه رها شده دست اندركاران فیلم تصمیم می گیرند كه فیلمبرداری سریال ادامه پیدا كند. به چند هنرپیشه پیشنهاد داده می شود اما هیچ یك قبول نمی كنند كه در ادامه سریال حضور پیدا كنند. اما ستاره اسكندری قبول این پیشنهاد را منوط به گرفتن اجازه از پدر و مادر پوپك و خود وی اعلام می كند. برای همین او در سی سی یو بیمارستان مهر تهران حاضر می شود و مقابل تخت پوپك می ایستد و از وی اجازه می گیرد كه از این پس به جای او نرگس باشد.و اینچنین ستاره نرگس می شود. شجاعتی را كه تجربه می كند هر كس از آزمون آن سربلند بیرون نمی آید اما دست اندركاران فیلم معتقدند تغییر زیادی در جابه جایی این دو بازیگر احساس نمی شود. قرار است در این قسمت كارگردان سریال بر صفحه گیرنده های تلویزیونی حاضر شود و توضیح دهد كه چرا دیگر پوپك نیست و علاوه بر این قسمتی به عنوان خداحافظی با پوپك گلدره كه شامل مصاحبه با خانواده و همكاران وی است برای بینندگان این سریال پخش شود.همین چند قسمت پیش نرگس روی قبر مادر افتاده و شیون می كرد كه «خدایا منو هم ببر، مادرمو بردی منو هم ببر...»و آن لحظه كه پوپك این صحنه را بازی می كرده نه خودش، نه بقیه عوامل سریال نمی دانستند كه چه زود خدا او را پیش خود می برد. اما چه آرام. اول او را به خواب عمیقی فرو برد و بعد جامه مرگ بر تنش پوشاند.پوپك گلدره در یك سانحه رانندگی دچار حادثه شد و به كما رفت و بعد از هشت ماه روز ۲۷ فروردین سال جاری آرام به خواب ابدی رفت. او متولد ۱۳۵۰ بود و فیلم هایی همچون موج مرده، سیندرلا و مروارید سرخ را بازی كرده است و نرگس آخرین نقش زندگی اش بود كه به پایان نبرد.
+ نوشته شده توسط ح در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 12:43 |

رفتار آدمها شاید مهمترین حسی باشد که هر روزه ما با آن برخورد داریم. اما اینکه در مقابل این رفتارها چه واکنشی انجام دهیم مهم است ، گاهی خوشحال ، گاهی ناراحت و گاهی هم بی تفاوت.

اما اینها بخشی ازرفتارهای ماست، اما آیا تابه حال شما در رفتارتان با دیگران دقت داشته اید ، آیا صمیمانه بوده و یا  متکبرانه ؛ آیا با توجه به همه حسیات دوطرفه بوده و یا بر اساس حس خودتان .

من معتقدم ما هر رفتاری که داشته باشیم اگر صادقانه نباشد و به ویژه در رفتار با همسانان تعادل را رعایت نکنیم  راهی به غلط پیموده ایم.

حال مروری می کنیم بر اصل مفهوم رفتار شناسی؛  انسان به عنوان یک موجود اجتماعی از همان بدو تولد گرایشات اجتماعی از خود نشان می‌دهد. نیاز به کسب حمایت و امنیت انحراف مراقبین شاید اولین نشانه‌های نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است. لبخند اجتماعی را که در حدود ماههای اول زندگی در نوزاد دیده می‌شود، به عنوان اولین ارتباطات او با محیط اجتماعی خویش می‌دانند. این لبخند در تمامی نوزادان دیده می‌شود که به نظر می‌رسد، کارکرد عمده آن جلب توجه اطرافیان و برقراری یک نوع ارتباط ساده با اجتماع است.

شروع زودرس چنین رفتارهایی حاکی از اهمیت روابط و رفتارهای اجتماعی برای فرد است. هر چند اینگونه رفتارها مختص انسان نبوده و در اغلب حیوانات نیز دیده می‌شود. نیاز به دوست داشته شدن ، نیاز به حمایت ، نیاز به کسب امنیت و نیاز به پیوند جویی از نیازهای اساسی انسان هستند که مازلو آنها را در سلسله مراتب نیازهای خود قرار داده است و به اهمیت آنها در خود شکوفایی فرد تاکید کرده است. روشن است در یک سوی این نیازها فرد و در سوی دیگر آن اجتماع قرار دارد. ارضاء این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود.

رشد رفتار اجتماعی

ظهور و بروز رفتار اجتماعی شاید به همان ماههای اولیه زندگی نوزاد بر می‌گردد. زمانی که نوزاد لبخند اجتماعی‌اش را ظاهر می‌سازد و به این طریق هر چند به شیوه‌ای ساده رابطه خود را با افراد خود برقرار می‌کند. تعامل نوزاد با محیط تداوم پیدا می‌کند. هر چند در آغاز افرادی که به عنوان اجتماع برای نوزاد شناخته می‌شوند، خیلی محدود بوده و اغلب شامل پدر و مادر و نزدیکان او می‌شود. اما بتدریج این روابط گسترده‌تر شده و به افراد بیشتری عمومیت پیدا می‌کند. بطوری که در سنین خاصی کم ‌کم توجه فرد عمدتا معطوف به افرادی به غیر از افراد نزدیک خانواده او می‌شود.

در حدود 4 - 5 سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا می‌کند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و شاید مدتهای زیاد علاقمند باشد وقت خود را با آنها بگذاراند. این روند نیز بتدریج گسترده‌تر می‌شود و در سالهای اولیه دبستان با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی ظهور پیدا می‌کند. رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی با همسالان نمود پیدا می کند. کودک با برقراری تعاملات جدید با گروههای جدید همسالان رفتارهای جدید را می‌آموزد و در موارد زیادی آنها در رفتارهای اجتماعی خود منعکس می‌سازد.

در سن نوجوانی گرایش فرد به گروههای اجتماعی بیشتر و بیشتر می‌شود، بطوری که این دوران با این ویژگی اساسی مشخص می‌شود که فرد علاقه شدیدی به برقراری روابط اجتماعی از خود نشان می‌دهد. به عضویت گروههای مختلف در می‌آید و در تعامل با این گروهها رفتارهای اجتماعی خود را شکل می‌دهند. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پخته‌تر شده‌اند. فرد با انتخاب شغل ، ادامه تحصیل و انتخاب همسر رفتارهای گسترده‌تر اجتماعی پیدا می‌کند. نقش اجتماعی در این دوران مشخص شده‌اند و فرد رفتاهای خود را بر اساس نقش خود در اجتماع و هویتی که بدست آورده تنظیم می‌کند.

انواع رفتار اجتماعی

رفتار اجتماعی را می‌توان به دو نوع بسیار گسترده‌تر تقسیم بندی کرد: رفتار جامعه پسند و رفتار جامعه ستیز. رفتار جامعه پسند آن دسته از رفتارهایی را شامل می‌شود که مورد قبول جامعه بوده ، با قوانین و هنجارهای جامعه مطابقت دارد. این نوع از رفتارها سازنده و در جهت پیشبرد اهداف یک گروه یا اجتماع هستند. مثل نوع‌دوستی ، از سوی دیگر رفتار جامعه ستیز رفتارهایی منفی هستند که با قوانین و معیارهای جامعه مطابقت ندارند. مورد قبول افراد جامعه نیستند و اغلب پیامدهای منفی اجتماعی را برای فردی که مرتکب این رفتارها می‌شوند به همراه دارند.
img/daneshnameh_up/9/96/sociology100.jpg


این دسته از رفتارها مخرب بوده و مانع پیشبرد اهداف گروه یا اجتماع هستند که فرد در آن قرار دارد. تعیین اینکه کدام رفتار پسند و کدام جامعه ستیز محسوب می‌شود، بر حسب منابع متعددی صورت می‌گیرد. دو منبع معتبر برای این بررسی قوانین رسمی در جامعه است و دیگر هنجارهای عرضی و فرهنگی آن جامعه. هر کدام از این منابع می‌توانند منبع تعیین کننده برای جامعه پسند یا جامعه ستیز بودن یک رفتار اجتماعی باشند. هر چند در اکثر موارد بین این و منبع هماهنگی وجود دارد، ولی در مواردی نیز ناهمخوانیهایی بین آنها دیده می‌شود.

تفاوتهای فرهنگی در رفتارهای اجتماعی

هر چند اکثر رفتارهای اجتماعی در تمامی جوامع و فرهنگها معنی‌دار هستند و به آنها به عنوان رفتارهای جامعه پسند یا جامعه ستیز توجه خاصی مبذول می‌شود، اما برخی رفتارهای اجتماعی در برخی فرهنگها اهمیت شایان توجهی پیدا می‌کنند. انواعی از رفتارهایی مثل ازدواج ، روابط والد - فرزندی ، دوستی ، عضویت در گروهها ، رفتار اجتماعی با همسایگان ، نوع دوستی ، همرنگی و ... ، در جوامع متفاوت درجات متفاوتی از توجه را شامل خود می‌سازند. در جوامع روستایی رفتار ارتباطی با همسایگان به عنوان یک رفتار اجتماعی اهمیت خاصی می‌یابد، در حالیکه در شهرهای بزرگ و صنعتی چنین روابطی چندان مورد توجه نیست.

 اما چرا تعارض:

شما یک قاضی هستید ، قاضی رفتارتان در قبال یگران ، آیا به  خوبی ها و نکات مثبت دیگران اندیشیده اید  !

آیا در بین دیگران همسان تبعیض قایل نشده اید!، آیا اتکاء به حفظ و امنیت برخی از افراد نزدیک شما به شکل غیر تعمدی و شاید تعمدا موجب نشده از افراد نزدیکتر غافل شوید و حتی فکر کنید فقط شما هستید که درست فکر می کنید.

این آیا  و آیاهای بسیاری که می تواند پاسخ همه رفتار دیگران و حتی شما باشد.

                                                                                                                        ادامه دارد

+ نوشته شده توسط ح در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 13:11 |
اینروزها گلستان تور داغ بحث های مختلف پیرامون انتخابات خبرگان رهبری است.
از وسویی اصلاح طلبان مانند گذشته آیت ا... نورمفیدی را حمایت می کنند
 که البته فرزند وی مجتبی را هم به این پروسه اضافه کنید و از وسوی دیگر اصولگرایان هم علاوه بر آیت ا... طاهری به دنبال نیروهای خارج از استان همانند رئیسی "معاون اول قوه قضائیه " و آیت...؟ که وی نیز یک سیستانی است هستند.
به راستی برنده این انتخابات در استان کیست؟
به نظر می رسد این انتخابات ماجراهای جالبی را در پی داشته باشد
 
....................................
استاندار گلستان در مصاحبه اخیر با خبرنگاران خود تصریح کرده است : مطبوعاتی که برای مدیریت اجرایی استان حاشیه ساز باشد را در صدا وسیما ی استان معرفی می کند... دکترشاعری که پیوسته در سخنان خود مطبوعات و مسئولان از هرگونه حاشیه سازی برحذر می دارد معتقد است محیط بدون تنش و سیاسی گری می تواند به توسعه استان شتا ب ببخشد.
وی با اشاره به فعالیت های استان در بخش های مختلف اقتصادی از مطبوعات خواست این فعالیت ها را منعکس سازند.
..........................................
گویی جانشینی پایین محلی به جای داوری مدیر کل تربیت بدنی استان کاملا  جدی شده است اما از آن سو بشنوید که پائین محلی فعلا در مکه معلی به سر می برد
حاج آقا زیارت قبول
.............................
هدیه روز خبرنگار
گویی تنی از خبرنگاران آزاد ایرنا  به دلیل مشکلات اداری و رد نشدن لیست خود جهت دریافت حقوق از سوی مدیریت ایرنای استان به مرکز"تهران" در سرکار خود حضور نیافته اند جالب اینجاست که رئیس و دبیر انجمن صنفی مطبوعات استان نیز جز این افراد هستند.
امیدواریم که مشکلات این عزیزان سریعا رفع شود تا دوباره شاهد فعالیت این بزرگواران در ایرنا باشیم.
 
 
+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 10:25 |